محمد معصوم البكري ( نامى )
298
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
ص 64 ، س 3 : لشكر سلطان علاؤالدين الخ : اين بيان نيز تماما خلاف تسلسل تاريخى است و بايد آن را نظر انداز كنيم . ص 64 ، س 9 : و بعد از اندك فرصت : يعنى در ماه محرم سنه 752 ه . ص 64 ، س 14 : بعد از فوت او : يعنى بعد از بيست و چهارم محرم سنه 752 ه . ص 65 ، س 13 : ذكر جام بابنيه . صاحب طبقات اكبرى اسم اين جام را جام بان هتيه ( يعنى بانبهنه ) بن انر مىنويسد ( ج 3 ، ص 513 ) و فرشته ( ج 2 ، ص 15 ) او را جام مانى بن جام جونا مىخواند . و اين هر دو مورخ اسم جام تماچى بن جام انر و جام خيرالدين بن جام تماچى از بين بردهاند . ص 65 ، س 15 : درين اثنا الخ : يعنى بعد از فتح نگركوت در سنه 762 ه . ص 65 ، س 16 : جام بابنيه ميدان محاربه آراسته الخ : اينجا مير معصوم طعمهء يك اغتشاش عظيم شده وقايع تاريخئ جام خيرالدين و جام بابنيه را مختلط نموده است . بر صفحه 51 در احوال فيروز شاه گفته كه « سلطان بعد از فتح نگركوت بجانب تهته عزيمت نمود و چون به تهته رسيد جام خيرالدين كه والىء تهته بود بقلعهء آب متحصن شده مدتى لشكر را نگاه داشت الخ » و الآن همه اين احوال را تحت جام بابنيه بيان مىكند . تاريخ فرشته نيز جميع اين وقايع را در « ذكر حكومت جام مانى بن جام جونا » تقرير كرده . و فى الحقيقة در ميان مورخين اختلاطى عظيم واقع شده است . شمس سراج عفيف مؤلف تاريخ فيروز شاهى ( ص 245 - 246 ) و صاحب تاريخ مباركشاهى ( ص 131 ) اين عقده را قدرى حل مىنمايند . هر دو مورخ اسم جام نمىبرند و ليكن مىگويند : « جام و بابنيه » « 1 » امان خواسته به حضرت سلطان فيروز
--> ( 1 ) مصحح تاريخ مباركشاهى ( ص 131 ) اين هر دو نام را مجتمع كرده « جام بابنهنيه » نوشته و ليكن از قراآت مختلفه كه در حاشيه آورده معلوم مىشود كه اين دو نفر بوده ، و مصحح نيز ترديد خود كرده يك جا صيغه جمع استعمال نموده « چون مدتى خدمت كردند سلطان باز جام را اقطاع تهته داد و با ترتيب تمام روان گردانيد » .